حاکمیت شبکه های وب۳ و سایر DAO ها - Token-Economy-Book/2ndEdition-Farsi GitHub Wiki
حاکمیت اصطلاحی است که افراد زیادی به زبان عامیانه برای توصیف فرآیند اجماع اجتماعی بر سر تکامل پروتکل استفاده می کنند. این یک فرایند تصمیم گیری است که می تواند "خارج از زنجیره" یا "درون زنجیره" اتفاق بیفتد. با این حال، فرایند حاکمیت یک شبکه بلاکچین عمومی از دو قسمت تشکیل شده است. علاوه بر فرایند "حاکمیت اجتماعی"، که سیاست های شبکه را در سطح جمعی تعریف می کند، "اداره الگوریتمی حاکمیت" اجرای آن سیاست ها را خودکار می کند.
حاکمیت یک اصطلاح علوم سیاسی است که به قوانین، هنجارها و فرایندهای رسمی یا غیررسمی نحوه تعامل افراد در یک جامعه یا سازمانی مانند دولت، بازار، خانواده، قبیله یا شبکه رایانه ای اشاره دارد. قوانین حاکمیت یک سازمان یا گروهی از افراد روند تصمیم گیری را بین همه ذینفعان درگیر تنظیم می کند. این از طریق قوانین، هنجارها، زور یا زبان حاصل می شود.
حاکمیت شبکه های وب۳ و اپلیکیشن های غیرمتمرکز آنها از دو قسمت تشکیل شده است: "حاکمیت اجتماعی" و "اداره الگوریتمی حاکمیت". اداره الگوریتمی حاکمیت به قوانین پروتکل نوشته شده در کد قابل خواندن توسط ماشین - یک پروتکل بلاکچین یا کد قرارداد هوشمند - گفته می شود که بطور خودکار توسط شبکه P2P رایانه اجرا می شوند. این قوانین پروتکل همچنین نحوه انجام به روزرسانی های پروتکل را مشخص می کند. در یک برنامه خودران، مشوقهای رمزگذاری شده در هسته اصلی بازی هماهنگی اقتصادی تشکیل دهنده پروتکل هستند. با وجود اینکه وب۳ و اپلیکیشن های آن به ما امکان می دهد برخی عملکردهای بوروکراتیک سازمان را خودکار کرده و قوانین سازمانی را با کد خودتنظیم رسمیت دهیم، آنچه در کد می نویسیم یا نحوه ارتقا کد، نتیجه بحث عمومی و اقدام جمعی همه عوامل شبکه است.
حاکمیت اجتماعی به فرایند تصمیم گیری انسان در مورد زمان و چگونگی انجام به روزرسانی های احتمالی پروتکل در شبکه وب۳ یا کد قرارداد هوشمند DAO اشاره دارد. این مقوله با فرایند تصمیم گیری نهادینه شده در مورد نحوه دستیابی سهامداران شبکه به اطلاعات لازم برای اخذ تصمیمات مطلع در مورد ارتقاءهای پروتکل در آینده، سروکار دارد. بحث در مورد به روزرسانی پروتکل در رسانه های اجتماعی مانند یوتیوب، توییتر، ردیت یا سایر انجمن های آنلاین باز یا بسته مانند اسلک، تلگرام و غیره اتفاق می افتد. اطلاعات برای تصمیم گیری گردانندگان نود در مورد اینکه کدام ارتقا پروتکل را بپذیرند حیاتی است. آنها باید به درستی آگاه شوند تا بتوانند تصمیمات آگاهانه بگیرند. با این حال، پیمایش در دریایی از اطلاعات و ارزیابی صحت و اعتبار این اطلاعات و سیگنال یابی کاری دشوار است.
هر DAO توسط عوامل انسانی که به عنوان اپراتور نود عمل می کنند و هر کدام ترجیحات و اهداف مختلف دارند، مشترکا هدایت می شود. آنان تأثیر جمعی بر رفتار کلی شبکه (خروجی سیستم) دارند و در برابر نتیجه سیستم واکنش نشان می دهند. فرض بر این است که هر یک از سهامداران در شبکه منافع شخصی خود را دارند و این منافع همیشه کاملاً همراستا نیستند. سهامداران در این شبکه تغییراتی را پیشنهاد می دهند یا رأی می دهند که به عنوان ارتقا پروتکل، رسمی می شود و منعکس کننده منافع شخصی آنها است. عوامل انسانی بخشی از سیستم هستند و به طور فعال در سیستم ها شرکت می کنند، یا با استفاده از خدمات یک DAO (کاربران)، با شرکت در نوشتن کد ساختار شبکه (توسعه دهندگان)، یا با کمک به حفظ خدمات شبکه. در مورد شبکه بیتکوین، استخراج کنندگان هر یک جداگانه به تعمیر و نگهداری همگانی از یک شبکه پرداخت P2P کمک می کنند (بیشتر بخوانید: قسمت 1 - بیتکوین، بلاکچین و سایر دفترهای توزیع شده). در مورد Steemit، متصدیان و تولیدکنندگان محتوا به حفظ جمعی یک شبکه اجتماعی کمک می کنند (بیشتر بخوانید: قسمت 4 - Steemit & Hive ). در مورد MakerDAO مشارکت کنندگان به دلیل نگهداری جمعی از توکن با ثبات DAI پاداش می گیرند (بیشتر بخوانید: قسمت 3 – توکن های پایدار). در مورد شبکه آراگون، بازیگران به دلیل نگهداری جمعی یک پلتفرم DAO پاداش می گیرند. در نتیجه، حلقه های بازخورد بین بازیگران منفرد و کل شبکه وجود دارد. از آنجا که کنش های فردی بر سیستم تأثیر می گذارد، که همگی با رویدادهای خارجی وابستگی متقابل دارند، به طور کلی سیستم با گذشت زمان تکامل می یابد.

در حالی که ساختارهای حکومتی دولت ها، قرن ها برای تکامل و بالغ شدن وقت داشته اند، شبکه های بلاکچین فقط ده سال است که وجود دارند و بسیاری از سوالات حاکمیتی درباره چگونگی انجام تغییرات پروتکل هنوز حل نشده است. آنچه از تاریخچه مختصر شبکه های بلاکچین می توانیم ببینیم این است که، در حالی که پروتکل های بلاکچین و قراردادهای هوشمند ابزاری عالی برای جایگزینی بوروکراسی در مقیاس بزرگ هستند، اما در شکل فعلی آنها در مواجهه با "مجهولات ناشناخته" در محیط های پیچیده با سهام داران گوناگون، ابزاری ناکافی هستند. قراردادهای هوشمند بر اساس اطلاعات، شیوه های کدنویسی و ابزارهای موجود در زمان این کدگذاری برای این افراد، فقط می تواند به اندازه افرادی که آنها را ساخته و حسابرسی کرده اند هوشمند باشد. اداره الگوریتمی منطق تجارت و قوانین حاکمیت فقط می تواند معلومات شناخته شده، و مجهولات شناخته شده را نشان دهد، نه مجهولات ناشناخته ای که نتیجه این موارد باشد (i) شرایطی که با گذشت زمان تغییر می کنند (ii)خطای انسانی ؛ یا (iii) عدم تقارن اطلاعاتی در محیط های پیچیده دارای چندین سهامدار.
شرایطی که با گذشت زمان تغییر می کنند به بهترین وجه از طریق وقایع رخ داده در شبکه بیت کوین پیرامون به اصطلاح "بحث اندازه بلوک" قابل درک هستند، که بیش از دو سال طول کشید و منجر به هارد فورکی شد که باعث شکافت شبکه شد. از آنجایی که شبکه های بلاکچین هنوز نوپا هستند، نیاز مستمر به بهبود و انطباق پروتکل با شرایط و نیازهای جدید وجود دارد. اکثر تغییرات اخیر پروتکل در شبکه بیت کوین و شبکه های مشابه بلاکچین در مورد موضوعات مقیاس پذیری، حریم خصوصی و عدم تمرکز (به عنوان مثال، ایجاد مقاومت به ASIC در پروتکل ها برای جلوگیری از تمرکز در استخراج) بوده است. بنابراین شبکه های عمومی باید بتوانند به طور مداوم پروتکل های خود را تطبیق داده و اصلاحاتی انجام دهند. با این حال، چنین بهبودهایی نیاز به اجماع بازیگران شبکه در مورد چگونگی انجام این به روزرسانی های پروتکل دارد که پویایی آن تابع علوم سیاسی، علوم سازمانی و جامعه شناسی است. چگونگی پاسخ سهامداران مختلف به تغییرات کد برای موفقیت بسیاری از پروژه های بلاکچین و طراحی DAO های مبتنی بر قرارداد هوشمند به طور فزاینده ای مهم شده است.
رویدادهای پیش بینی نشده که ممکن است باعث به روزرسانی پروتکل شوند را می توان به بهترین وجه هنگام تجزیه و تحلیل وقایع اطراف TheDAO و پس از آن هارد فورک اتریوم در سال 2016، درک کرد. یک آسیب پذیری در یکی از توابع قرارداد هوشمند که جهت نشان دادن حقوق اقلیت طراحی شده بود، مورد سو استفاده قرار گرفت و برای تخلیه 3.6 میلیون اتریوم (در آن زمان تقریباً 50 میلیون دلار) از قرارداد هوشمند TheDAO بکار گرفته شد. این حادثه عدم وجود مکانیزم حل و فصل اختلافات و سازوکارهای حکمرانی برای "موارد لبه ای" ناشی از حوادث غیرمترقبه را نشان داد، هم در سطح قرارداد هوشمند (قوانین حاکم بر توکن TheDAO ) و هم در سطح خود شبکه اتریوم. این حادثه محدودیت های از پیش تعیین کردن و از پیش تعریف کردن همه تعاملات انسانی، از جمله بردارهای حمله احتمالی بازیگران بد، با خطوط پیچیده کد را نشان می دهد.
واقعیت این سیستم های پیچیده اقتصادی - اجتماعی این است که آنها مکانیزم اجتماعی مجهز به تکنولوژی هستند. آنها به یک فرایند حاکمیت اجتماعی مکرر برای یافتن اجماع در مورد ارتقا سیاست ها نیاز دارند. این فرایند را می توان "خارج از زنجیره" یا "درون زنجیره ای" انجام داد. موضوع حاکمیت شبکه های وب۳ اهمیت بیشتری پیدا می کند، خصوصاً با توجه به افزایش تعداد به روزرسانی های پروتکل مورد اختلاف شبکه های عمومی و بدون مجوز، مانند موارد ذکر شده در بالا در مورد شبکه های بیتکوین و اتریوم، شبکه آراگون، یا در مورد شبکه Steemit و هارد فورک بعدی در پروتکل Hive (بیشتر بخوانید: قسمت 4 - Steemit & Hive). به نظر می رسد که یک توافق فزاینده وجود دارد که سوالات مربوط به حاکمیت در محیط های گسترده با سهامداران گوناگون، اغلب پیچیده هستند و شرایط غیرقابل پیش بینی و ناگهانی بوده و نمی توان آنها را از قبل کاملاً مهندسی کرد. با این حال، درک مشترکی درباره اینکه یک سیستم ایده آل حکمرانی چگونه است، وجود ندارد. "فرایند حاکمیت انسانی" یک روند بی نظم است و در نهایت، این همان چیزی است که جنبش انقلابی کریپتو پشت شبکه بیت کوین می خواست از آن اجتناب کند. با این حال، مشکلات حکمرانی همان مشکلات اجتماعی کاربردی است و اغلب باید با مداخله انسان، نه فقط ریاضیات، حل شود.
از انجا که سیستمهای دفتر توزیع شده متنوع و جایگزین بیشتری در حال ورود به زمین بازی وب۳ هستند، تعمیم سهام داران در چنین شبکه هایی دشوار است هرچند، به بیان ساده، ذینفعان اصلی شبکه های بلاکچین عمومی را می توان به این صورت خلاصه نمود: 1) استخراج کنندگان، 2) توسعه دهندگان، 3) کاربرانی که نود های کامل را اجرا می کنند، 4) کاربرانی که نود های کامل را اجرا نمی کنند، و5) اکوسیستم تجاری که ممکن است به عنوان بازارساز عمل کند، از جمله صرافی ها، بازرگانان و غیره.
ماینرها تراکنش ها را در دفتر می نویسند و شبکه را از حملات در امان نگه می دارند. همکاری های آنها با شبکه با پاداش بلوک و کارمزد تراکنش انگیزه می گیرد، این بدان معنی است که آنها تمایل به آن دسته از ارتقاهای پروتکل دارند که می تواند درآمد آینده آنها را تضمین کند یا افزایش دهد. استخراج کنندگان معمولاً توانایی هماهنگی بهتری دارند، زیرا گروه کوچکتر و متمرکزتری هستند. این موضوع، در مقایسه با سایر سهام دارانی که پراکنده تر و معمولاً کمتر مایل به تشریک منافع خود هستند، به آنها قدرت نامتوازنی می دهد، از نظر تئوری، ماینرهای ثروتمند می توانند با پرداخت پول به توسعه دهندگان به دنبال به روزرسانی های پروتکل که به نفع آنها است باشند و در نتیجه قدرت بیشتری در شبکه کسب کنند.
توسعه دهندگان پروتکل را ایجاد کرده و با ارتقا منظم پروتکل، شبکه را حفظ می کنند. بسیاری از پروتکل های عمومی مانند بیتکوین یا اتریوم هیچ مکانیزم داخلی برای ایجاد انگیزه در توسعه دهندگان ندارند، که این یکی از کمبودهای مدیریت غیرمتمرکز شبکه های اولیه بلاکچین است. به نظر می رسد که ایدئولوژی شخصی و شهرت اغلب انگیزه ای برای کمک به کد است. مشوق های غیرمستقیم می توانند از کمک به انعطاف پذیری شبکه ایجاد شوند، که به طور بالقوه می تواند ارزش موجودی توکن آنها را افزایش دهد.
دارندگان توکن که نود های کامل را اجرا می کنند: بسته به نوع شبکه و نوع فورک نرم افزار، کاربرانی که نود های کامل را اجرا می کنند در مورد به روزرسانی پروتکل کم و بیش حرفی برای گفتن دارند. اگر نود های کامل حق مشارکت داشته باشند، احتمالاً آنها نسخه های به روز را ترجیح می دهند که می تواند عملکرد شبکه را بهبود بخشد و یا قیمت های آینده توکن را افزایش دهد.
دارندگان توکن که گره های سبک را اجرا می کنند معمولاً در شبکه حرفی برای گفتن ندارند، زیرا آنها از سرویس های شخص ثالث بدون راه اندازی نود کامل برای خود استفاده می کنند. در بعضی موارد، این دارندگان توکن ممکن است بتوانند با توکن های خود "رأی کوین" دهند. آنها همچنین می توانند توکن های خود را به طور دسته جمعی بفروشند، بنابراین بر قیمت بازار و خروج گسترده احتمالی از شبکه تأثیر می گذارند.
جایی که استخراج کنندگان و دارندگان توکن که نود های کامل را اجرا می کنند می توانند تغییرات پیشنهادی را اتخاذ کنند یا رد کنند، شکل خاصی از کنترل و تعادل مستقر است. روند کار به شرح زیر است: توسعه دهندگان به اصطلاح "درخواست های کشش pull" را ارائه می دهند (یک پیشنهاد بهبود کد). ماینرها تصمیم می گیرند که آیا واقعا قوانین را در عمل اتخاذ کنند یا خیر. دارندگان توکن که نود های کامل شبکه را اجرا می کنند می توانند با عدم اجرای نسخه ای که ماینرها آن را اجرا می کنند اقدام به وتو کنند. هر دارنده توکن، گره کامل یا غیر آن، می تواند با فروش توکن های خود یا با استفاده از شبکه های مختلف شورش کند. برخی معتقدند که فورک کردن نشان دهنده خروج قوی است، در حالی که فروش توکن نشان دهنده خروج ضعیف تر است.
تجربه نشان داده است که پویایی جامعه با به روزرسانی پروتکل کاملاً شبیه بحث عمومی است که توسط رسانه ها، از جمله رسانه های اجتماعی، قبل از انتخابات ملی هدایت می شود. بنابراین ما به یک مکانیزم نهادینه شده برای هماهنگی سهامداران در شبکه و در عین حال متعادل کردن منافع همه نیاز داریم. اگر گروه خاصی از سهام داران بتوانند هماهنگی بهتری نسبت به دیگران داشته باشند، این می تواند منجر به عدم تقارن اطلاعاتی و عدم تعادل قدرت شود.
باوجوداین که ذینفعان مختلف انگیزه های مشترکی دارند، برای هر گونه پروتکل توافق جمعی سخت است که منافع همه ذینفعان را هماهنگ کند. دارندگان توکن که نود های کامل را اجرا می کنند و توسعه دهندگان ممکن است نسخه های به روز را ترجیح دهند که منجر به کاهش کارمزد های تراکنش شود. ماینرها چنین پیشنهادی را جذاب نمی دانند، زیرا کارمزد های معاملات منبع درآمد برای آنها است. آنها ممکن است از ارتقا پروتکل هایی طرفداری کنند که جوایز بلوکی بیشتری به همراه داشته باشد، که باعث افزایش نرخ تورم می شود و بنابراین احتمالاً در بلند مدت به نفع هیچ یک از سهامداران نخواهد بود. از آنجا که یک هماهنگی مطلق انگیزشی امکان پذیر نیست، پرسش در مورد چگونگی نهادینه سازی فرآیند حاکمیت اجتماعی برای ارتقا پروتکل یک عمل متعادل کننده حساس است.
پروتکل های اولیه بلاکچین مانند پروتکل های بیتکوین و اتریوم متکی بر فرض ساده انگارانه "کد قانون است" هستند و دارای یک روند اجماع اجتماعی کاملاً خودجوش و نه چندان نهادینه می باشند که "خارج از زنجیره" اتفاق می افتد. چندین پروژه جدید بلاکچین، مانند "Tezos" ، "Dfinity" و "Decred" ، پیشنهادهای جایگزینی را برای چگونگی کاهش کاستی های فرآیندهای حاکمیت شبکه های بیتکوین و اتریوم ارائه داده اند. آنها مدلهای مختلف "حاکمیت درون زنجیره ای" را معرفی می کنند که در آن حاکمیت پروتکل، حداقل تا حدی، در همان سطح پروتکل تنظیم و اجرا می شود.
"حاکمیت خارج از زنجیره" فرایند ارتقا پروتکل را توصیف می کند که در آن تصمیم گیری ابتدا در سطح اجتماعی صورت می گیرد و سپس توسط توسعه دهندگان در پروتکل کد نویسی می شود. این فرایند بایستی توسط ماینرها و کاربران پذیرفته شود. هر دو شبکه بیتکوین و شبکه اتریوم به فرایندهای حاکمیت خارج از زنجیره متکی هستند. توسعه دهندگان پیشنهادهای بهبود خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند. هر توسعه دهنده ای می تواند اصطلاحاً "درخواست های کشش" یک پیشنهاد بهبود را به انجمن ارسال کند. این همانند عملکرد دموکراسی نمایندگی است: هر کسی می تواند پیشنهادی برای تغییر قانون ارائه دهد، با این وجود روشهای سازمانی خاصی وجود دارد که ممکن است از کشوری تا کشور دیگر متفاوت باشد. در مورد پروتکل های بلاکچین نیز همین مورد وجود دارد.
-
فرآیند حاکمیت بیتکوین: در شبکه بیتکوین، توسعه دهندگان از طریق یک لیست پستی و یک ریپوزیتوری پیشنهادهای بهبود، که به آنها BIP (پیشنهادهای بهبود بیتکوین) نیز گفته می شود، هماهنگ می شوند، که در آن هر کسی می تواند پیشنهادات خود را برای ارتقا پروتکل ارائه دهد. توسعه دهندگان از طریق کانال های اسلک، اسکایپ، آی آر سی و غیره پیشنهادهای اجرایی را هماهنگ و مورد بحث قرار می دهند. کاربران می توانند با نظرات در انجمن های گفتگو مانند" بیتکوین تاک"، در زیرمجموعه هایی مانند "r/bitcoin" و "r/CryptoCurrency" یا از طریق توییتر مشارکت نمایند. توجه به این نکته مهم است که هیچ مکانیزم پاداش داخلی در پروتکل بیتکوین برای مشارکتهای توسعه دهندگان وجود ندارد. برخی از توسعه دهندگان توسط شرکت هایی که بدنبال منافع خود در شبکه بیتکوین هستند، دستمزد دریافت می کنند تا با کد خود مشارکت داشته باشند. شبکه بیتکوین در گذشته چندین فورک نرم و فورک سخت را پشت سر گذاشته است. به روزرسانی های سیاسی تر پروتکل، مانند "بحث در مورد اندازه بلوک بیتکوین" که در بالا ذکر شد، منجر به بحث و گفتگوهای طولانی و داغی در انجمن شد، و چندین فورک زنجیره ای مانند "Bitcoin Cash" را ایجاد نمود. از آنجا که در هارد فورک ها لازم است استخراج کنندگان کلاینت خود را به پروتکل جدید ارتقا دهند، که می تواند منجر به شکاف در شبکه شود، بسیاری از ارتقا پروتکل ها در فورک های نرم جا داده شده اند. (در مورد فورک ها بیشتر بخوانید: قسمت 1 - بیتکوین، بلاکچین و سایر دفترهای توزیع شده).
-
فرآیند حاکمیت اتریوم: برخلاف شبکه بیتکوین که غیرمتمرکزتر است، توسعه شبکه اتریوم در سالهای اول ایجاد، توسط بنیاد اتریوم تأمین و اداره میشد و بنابراین به نسبت کمتر غیرمتمرکز است. این بنیاد، برخلاف بیتکوین، بودجه ای را در یک حراج عمومی توکن جمع آوری کرد که مقداری اتر (ETH) از پیش استخراج شده برای سرمایه گذاران صادر کرد و مقداری اتر از پیش استخراج شده دیگر را به این بنیاد اختصاص داد. مشابه بیتکوین، پروتکل اتریوم منبع باز است و هر کسی می تواند با کد مشارکت کند و پیشنهادهای توسعه را ارائه دهد، که با عنوان EIP هم از آن یاد می شود. توسعه دهندگان استخدام شده توسط بنیاد، ایده های جدیدی را ارائه می دهند و سعی می کنند در مورد روند توسعه شفاف باشند، به عنوان مثال، با پخش مباحث اصلی توسعه دهندگان خود در یوتیوب. مشابه بیتکوین، توسعه دهندگانی که توسط بنیاد استخدام نشده اند، انگیزه های محدودی برای مشارکت در توسعه کد اصلی دارند، به استثنای جوایز باگ و کمک های مالی برای توسعه. ارتقاهای پروتکل در گذشته نشان داده است که هماهنگی در مورد موضوعات چالش برانگیز سریعتر از شبکه بیتکوین اتفاق می افتد. این ممکن است نتیجه یک فرهنگ شبکه متفاوت باشد. از این گذشته، اتریوم به عنوان واکنشی نسبت به تمایل بیتکوین به برداشت محافظه کارانه تری از "کد قانون است" ایجاد شد. بعلاوه، برخلاف بیتکوین که خالق آن، ساتوشی ناکاموتو ناشناس است، و ارتباطات از طریق اینترنت در مورد وضعیت توسعه بیتکوین را از چند سال قبل متوقف کرد، ویتالیک بوترین، بنیانگذار اتریوم، قابل مشاهده، صریح و مورد اعتماد جامعه است. به نظر می رسد نظرات وی در مورد تصمیم گیری مسائل بحث برانگیز برای بسیاری افراد اهمیت دارد.. اگر و وقتی اتریوم به اثبات سهام تغییر می کند، شباهت های آن با روند پیشنهاد بهبود بیتکوین عوض می شود. ماینرهای فعلی قدرت خود را به دارندگان توکن با مقدار کافی اتر برای اجرای اصطلاحاً "ماینر مجازی" (اعتبار سنج) می بازند. با توجه به این واقعیت که راه حل هایی مانند "پروتکل1" حتی به کوچکترین دارنده اتریوم نیز اجازه شرکت می دهد، تمایز بین یک استخراج کننده و یک کاربر همچنین می تواند فرآیند اعتبار سنجی را که در حال حاضر حول انحصار چندجانبه استخرها متمرکز شده است، دموکراتیک کند.
کمبود انگیزه برای توسعه دهندگان یکی از بزرگترین چالش های توسعه پروتکل فعلی است که نگهداری این شبکه ها را تحت کنترل گروه کوچکی از توسعه دهندگان اصلی قرار می دهد که یا توسط شرکت های خصوصی (بیتکوین) یا یک بنیاد(اتریوم) دستمزد می گیرند. در هر دو مورد، روند توسعه زیرساخت های عمومی به گروه کوچکی از افراد محدود می شود، که باعث شده کل شبکه در معرض رشوه و حمله قرار گیرد.
"حاکمیت درون زنجیره" به مکانیزم های برخی شبکه های بلاکچین گفته می شود که به توسعه دهندگان اجازه می دهد تا پیشنهاد توسعه خود را داخل زنجیره ارائه کنند تا برای مدت زمان معینی در شبکه تستی قرارداده و به رای گذاشته شود، سپس پیشنهاد در شبکه اصلی مستقر شده و دوباره رای گیری می شود. این بدان معنی است که هر تصمیمی که گرفته شود به طور خودکار اجرا می شود. در این فرآیند، زمانیکه پیشنهاد بهبود توسعه دهندگان اجرایی شود، همزمان با توکن پاداش می گیرند. هرکسی که مهارت لازم را داشته باشد می تواند پیشنهادی ارائه داده و توکن های شبکه پاداش گیرد، که انگیزه ای قوی برای نگهداری غیرمتمرکز از شبکه فراهم می کند. کاربران همچنین می توانند درون زنجیره هماهنگ شوند که این می تواند از قدرت توسعه دهندگان و استخراج کنندگان در مقایسه با فرایندهای تصمیم گیری خارج از زنجیره بکاهد. برخلاف حاکمیت خارج از زنجیره که برای پاک کردن یک معامله گذشته به یک فورک سخت نیاز دارد، پروتکل های حاکمیت درون زنجیره همچنین ممکن است به روشی برای برگرداندن و ویرایش تاریخچه دفترچه طراحی شوند، و "دفتر اصلی خود اصلاح" را امکان پذیر کنند. ممکن است بسته به نوع تغییر، چنین اصلاحات بازگشتی به آستانه های مختلف رأی گیری احتیاج داشته باشند.
-
فرآیند حاکمیت Tezos: تزوس یک شبکه بلاکچین عمومی و بدون مجوز است که شبیه اتریوم بوده و دارای حاکمیت داخلی و مکانیزم های امنیتی بیشتری پیرامون قراردادهای هوشمند است. با وجود این که این پروژه با مشکلات جدی مدیریتی روبرو شده است، مدل حکمرانی آنها بسیار جالب است: دارندگان توکن می توانند نسخه های به روز شده پروتکل را تایید کنند، که پس از تأیید به طور خودکار در شبکه مستقر می شوند. ارتقا پروتکل پیشنهادی با یک پیش-فاکتور ضمیمه در قالب یک قرارداد هوشمند همراه است که با تأیید و درج نسخه به روز شده، به سازنده پرداخت می شود. پیشنهادات بهبود پروتکل توسط هر توسعه دهنده ای قابل انجام است. پس از تأیید اولیه، تغییرات در شبکه آزمایشی اجرا می شوند و پس از تأیید بعدی، در شبکه اصلی اجرا می گردد. با اجرای نهایی پیشنهاد بهبود در شبکه اصلی، به توسعه دهنده با توکن های شبکه که تازه استخراج شده اند دستمزد پرداخت می شود.
-
فرآیند حاکمیت Dfinity: دفینیتی یک شبکه رمزگذاری شده و غیرمتمرکز برای محاسبات ابری است. علاوه بر پیشنهاد تزوس، آنها اجازه می دهند در صورت توافق بین دارندگان توکن، گذشته دفترکل تغییر داده شود. اصلاح دفترچه بسیار بحث برانگیز است، زیرا بسیاری از افراد "تغییر ناپذیری" را هسته اصلی و مزیت خاص شبکه بیتکوین و سایر دفترهای توزیع عمومی می دانند. با این حال، طرفداران دفتر خوداصلاح از توانایی آن در حذف آنچه برخی ممکن است "فعالیت های غیرقانونی بازیگران بد" بدانند، قدردانی می کنند. اگرچه، تعریف "غیرقانونی" تحت صلاحیت قضایی است و همچنین مستعد سانسور محدود کننده آزادی بیان است، بنابراین یک شمشیر دو لبه محسوب می شود.
یک چالش در پیشنهادهای فعلی "حاکمیت درون زنجیره ای" پلوتوکراتیک بودن (تمایل به حکومت اغنیا) آنها است، به این معنی که تصمیمات مربوط به ارتقا پروتکل متناسب با دارایی های توکن فرد است. دارندگان توکن بیشتر قدرت رای بیشتری نسبت به دارندگان توکن کوچکتر دارند. این یک سوال قابل توجه در طراحی است، با توجه به اینکه توزیع توکن اغلب به طور نامتناسبی ناهموار است. در مورد بیتکوین، در زمان نوشتن این فصل، ۳.۰۶ درصد آدرس ها ۹۵.۶۶ درصد از کل عرضه را در اختیار دارند. در ماه مه ۲۰۱۶، از مجموع ۱۱۰۰۰ سرمایه گذار، ۱۰۰ دارنده برتر بیش از ۴۶ درصد از کل توکن های TheDAO را در اختیار داشتند. با توجه به چنین مکانیزم های رای گیری به نفع اغنیا، استفاده از اصطلاح "عدم تمرکز" را می توان متناقض خواند.
اکثر راه حلهای حاکمیت درون زنجیره ای پیشنهادی هستند یا مدتهاست که عملیاتی نشده اند. بنابراین، پیش بینی اینکه پیامدهای چنین سیستم هایی چه خواهد بود، دشوار است. بعلاوه، گرچه راه حلهای درون زنجیره ای می توانند هماهنگی و انصاف را افزایش دهند، اما در عین حال خطرناک هستند، زیرا تغییر آنها پس از ثبت دشوارتر است و ممکن است راحت تر مورد سوء استفاده قرار گیرند. از طرف دیگر، حاکمیت خارج از زنجیره نسبتاً متمرکز است و بسیاری از دارندگان توکن کوچک را از فرایند خارج می کند، به ویژه کسانی که از دانش فنی یا قدرت مالی کافی برای ارزیابی مناسب تصمیمات شبکه برخوردار نیستند. با این وجود، علیرغم تمایلات بالقوه به تمرکز، دارندگان توکن در یک شبکه بلاکچین همیشه می توانند با فروش یا فورک سخت، به راحتی از آن خارج شوند. تنها می توان فرض کرد که مقدار مشخصی هماهنگی درون زنجیره هماهنگی جهانی را آسان می کند، اما مشکل عامل انسانی را حل نمی کند. هنوز مشخص نیست که تعادل مناسب بین هماهنگی "درون زنجیره ای" در مقابل "خارج زنجیره ای" چگونه می تواند باشد. به احتمال زیاد، ترکیبی معنی دار از هر دو رویکرد، بهترین راه حل برای حل فرآیند تصمیم گیری در محیط های بزرگ با چندین سهامدار است.
قراردادهای هوشمند به عنوان یک حالت پیش فرض: عدم توانایی در پیش بینی وقایع ناشناخته آینده، همانطور که در مورد حادثه TheDAO وجود دارد، نشان داد که قراردادهای هوشمند فقط می توانند یک حالت پیش فرض باشند، که ممکن است لازم باشد با توافق اکثریت در جامعه مربوطه لغو شود. عدم وجود مکانیزم حل اختلافات و سازوکارهای حاکمیتی برای موارد لبه ای، جامعه را در سطح قرارداد هوشمند (TheDAO) و همچنین در سطح بلاکچین (اتریوم) تقسیم کرد. علاوه بر این، کد به خودی خود نوشته نمی شود، بنابراین مستعد خطاهای انسانی است. گرچه به اصطلاح "تأیید رسمی" در توسعه نرم افزار می تواند خطاهای انسانی را کاهش دهد، اما نمی تواند تمام خطاها یا فرضیات کوته بینانه را ریشه کن کند. هوش مصنوعی ممکن است در آینده تأثیراتی داشته باشد. در حال حاضر، گرچه کد می تواند معاملات را ساده کند، اما همچنان در معرض تعصبات انسان است. بنابراین کد فقط در صورت لزوم می تواند یک حالت پیش فرض باشد که براساس آن اجماع اجتماعی اتفاق بیفتد.
اینرسی: به همین ترتیب، بحث مقیاس پذیری بیتکوین در سال های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ نشان می دهد که چگونه اینرسی می تواند ناشی از قوانین ناکافی حاکمیتی باشد که تصمیمات کلان را در یک محیط با چندین سهام دار با منافع غیر منطبق توضیح می دهد. در غیاب ساختارهای حاکمیتی انعطاف پذیرتر، محرکان و تغییردهندگان جامعه ناخواسته به رهبران فکری و نمایندگان غیررسمی رئیسان (صاحبان توکن و سایر سهامداران) تبدیل می شوند. این ممکن است منجر به اینرسی (مورد بیتکوین) یا تقسیم شبکه (مورد اتریوم) شود.
تغییرناپذیری و مقاومت به سانسور: حادثه TheDAO و هارد فورک اتریوم متعاقب آن سوالاتی را در مورد مقاومت در برابر سانسور و تغییرناپذیری ایجاد می کند. مدافعان هارد فورک اتریوم با بازگشت به گذشته و بی اعتبار کردن تراکنش مهاجم، به سانسور دفتر حساب متهم شدند. مدافعان هارد فورک ادعا کردند که در یک جامعه غیرمتمرکز، مانند TheDAO یا شبکه اتریوم، هیچ یک از واحدها نمی توانند بدون موافقت اکثریت جامعه چنین تصمیمی بگیرند. آنها استدلال کردند که اگر در مورد تغییر دفتر اجماع نظر وجود داشته باشد، این سانسور محسوب نمی شود، بلکه یک تکامل طبیعی برخواسته از جامعه در کد یا حالت دفتر است.
دروازه بانان جدید: در حالی که قراردادهای هوشمند می توانند بروکراسی و در نتیجه مشکلات رئیس-مامور را کاهش دهند، اما همیشه نیاز به متخصصان وجود دارد. جامعه ذینفعان شبکه که در مورد به روزرسانی پروتکل تصمیم می گیرند باید به قضاوت آن متخصصان اعتماد کنند. در حالی که چنین کارشناسانی توزیع بیشتری دارند، هیچ یک از آنها قدرت اجرایی برای تصمیم گیری در مورد کاری را ندارند، آنها قدرت خود را حول دانش تخصصی خود متمرکز می کنند و به "شبه" عوامل جدید در یک شبکه توزیع شده که در آن "کد قانون است" تبدیل می شوند.
بله، منبع آزاد است، اما چند نفر می توانند آن را بخوانند؟ در حال حاضر، تعداد انگشت شماری از توسعه دهندگان نرم افزار و معماران سیستم، از زیر و بم پروتکل های خاص بلاکچین برای تصمیم گیری تخصصی در مورد به روزرسانی پروتکل، آگاهی دارند. تمرکز به احتمال زیاد حول متخصصان، توسعه دهندگان و معماران سیستم جمع می شود. با توجه به این واقعیت که مهارت های کدنویسی هنوز بخشی از برنامه های درسی اصلی در مدارس نیستند، از دیدگاه امروز تصمیم گیری تخصصی در اقتصاد ماشینی یک توهم بسیار دور است. در حالی که هرکسی از نظر تئوری می تواند در این کد مشارکت کند، مهارت های مهندسی مورد نیاز را می توان یک مانع ورود در نظر گرفت که مشکلات جدید رییس-مامور، پیرامون درک نه تنها کد ساده (قراردادهای هوشمند) بلکه پروتکل های پیچیده بلاکچین نیز ایجاد می کند. اطلاعات: ماهیت توزیع شده تخصص، کانال های ارتباطی چندگانه، و عدم وجود سیستم های شهرت موثر، پیگیری روند بحث آنلاین را برای ذینفعان سخت می کند. در حالی که موضوعات ارتباطات و انتشار اطلاعات از نگرانی های سیستم های حکمرانی معاصر (سیاسی) نیز می باشند، جوامع وب۳ حتی بیشتر مستعد ابتلا به چنین دغدغه هایی هستند. اطلاعات موثق از کجا می آید و برای تسهیل چنین فرایندهایی، چه ابزارهایی، مانند تجسم و درخت تصمیم گیری، لازم است؟ تجربه حاصل از به روزرسانی های گذشته پروتکل ها نشان می دهد که در صورت حل نشدن مسائل مربوط به اطلاعات، تعدیل، شفافیت، تجمیع و شهرت، تمرکززدایی ممکن است به یک کلمه بی معنی تبدیل شود.
حاکمیت اصطلاحی است که به زبان عامیانه بسیاری از مردم برای توصیف فرآیند اجماع اجتماعی درمورد تکامل پروتکل استفاده می کنند. این یک فرایند تصمیم گیری است که می تواند "بیرون زنجیره" یا "درون زنجیره" اتفاق بیفتد. با این حال، روند حاکمیت یک شبکه بلاکچین عمومی واقعاً از دو قسمت تشکیل شده است. علاوه بر فرایند "حاکمیت اجتماعی"، که سیاست های شبکه را در سطح جمعی تعریف می کند، "اداره الگوریتمی حاکمیت" اجرای آن سیاست ها را خودکار می کند.
مدیریت الگوریتمی حاکمیت به قوانین پروتکل نوشته شده در کد قابل خواندن توسط ماشین - یک پروتکل بلاکچین یا کد قرارداد هوشمند - گفته می شود که بطور خودکار توسط شبکه ای از رایانه های P2P اجرا می شوند. این قوانین پروتکل همچنین نحوه انجام به روزرسانی های پروتکل را مشخص می کند.
در حالی که وب۳ و اپلیکیشن های آن به ما امکان می دهد برخی عملکردهای بوروکراتیک سازمان را خودکار کرده و قوانین سازمانی را با کد خودران رسمیت دهیم، آنچه در کد می نویسیم یا نحوه ارتقا این کد، نتیجه بحث عمومی و اقدام جمعی همه عوامل شبکه است.
حاکمیت اجتماعی به فرایند تصمیم گیری انسان در مورد زمان و چگونگی انجام به روزرسانی های احتمالی پروتکل در شبکه وب۳ یا کد قرارداد هوشمند DAO اشاره دارد. این مقوله با فرایند تصمیم گیری نهادینه شده در مورد نحوه دستیابی سهامداران شبکه به اطلاعات لازم برای تصمیم گیری تخصصی در مورد ارتقا پروتکل ها در آینده، سروکار دارد.
DAO ها توسط عوامل انسانی به عنوان اپراتورهای نود، که همگی ترجیحات و اهداف مختلف دارند، هدایت می شوند. آنها بر رفتار کلی شبکه (خروجی سیستم) تأثیر جمعی دارند و در برابر خروجی سیستم واکنش نشان می دهند.
عوامل انسانی بخشی از سیستم هستند و به طور فعال در سیستم ها شرکت می کنند، یا با استفاده از خدمات DAO (کاربران)، یا مشارکت کد در ساختار شبکه (توسعه دهندگان)، یا با کمک به حفظ خدمات شبکه.
فرض بر این است که هر یک از سهامداران در شبکه دارای منافع فردی خود هستند و این منافع همیشه کاملاً منطبق نیستند. سهام داران در این شبکه تغییراتی را پیشنهاد می دهند یا رأی می دهند که به عنوان به روزرسانی پروتکل رسمی خواهد و منافع شخصی آنها را منعکس می کند.
پروتکل های اولیه بلاکچین مانند بیتکوین و اتریوم به فرض ساده انگارانه "کد قانون است" متکی هستند و دارای لایه های حاکمیت اجتماعی کاملاً خودجوش و نه چندان مناسب هستند که "خارج از زنجیره" اتفاق می افتد. چندین پروژه جدید بلاکچین مدل های مختلف "حاکمیت زنجیره ای"، با مفاهیم پیچیده تر برای فرآیندهای به روز شده در پروتکل را ارائه داده اند.
بسته به پروتکل، بررسی ها و توازن های مشخصی وجود دارد، که در آن استخراج کنندگان و دارندگان توکن که نود های کامل را اجرا می کنند می توانند تغییرات پیشنهادی را اتخاذ یا رد کنند.
سهامداران اصلی یک شبکه رمزگذاری شده را می توان به این صورت خلاصه کرد.1) استخراج کنندگان، 2) توسعه دهندگان، 3) دارندگان توکن که گره های کامل را اجرا می کنند، 4) دارندگان توکن ای که گره های سبک را اجرا می کنند و 5) اکوسیستم تجاری که ممکن است به عنوان یک بازار ساز عمل کند، از جمله صرافی ها، بازرگانان و غیره.
حاکمیت خارج از زنجیره، فرآیند ارتقا پروتکلی را توصیف می کند که در آن تصمیم گیری ابتدا در سطح اجتماعی صورت می گیرد و سپس توسط توسعه دهندگان در پروتکل کدنویسی می شود. این باید توسط ماینرها و کاربران پذیرفته شود. هر دو شبکه بیتکوین و شبکه اتریوم به فرایندهای حاکمیت خارج از زنجیره متکی هستند. توسعه دهندگان پیشنهادهای بهبود خود را به صورت آنلاین به اشتراک می گذارند. هر توسعه دهنده ای می تواند اصطلاحاً "درخواست های کشش" یک پیشنهاد بهبود را به جامعه ارسال کند.
حاکمیت درون زنجیره ای به توسعه دهندگان این امکان را می دهد تا پیشنهاد بهبود خود را داخل زنجیره ارائه کنند، تا برای مدت معینی در شبکه آزمایشی مستقر شده و درباره آن رای گیری شود، پس از آن پیشنهاد قبل از استقرار در شبکه اصلی، مجدداً مورد رای گیری قرار خواهد گرفت. این بدان معنی است که هر تصمیمی که گرفته شود به طور خودکار اجرا می شود.
بر خلاف مدل حاکمیت خارج از زنجیره که برای پاک کردن یک تراکنش گذشته به یک فورک سخت نیاز دارد، پروتکل های حاکمیت درون زنجیره ای ممکن است به روشی طراحی شوند که برگرداندن و ویرایش تاریخچه دفترکل – با امکان پذیر کردن "دفتر خود اصلاح"- ممکن کنند.