(ها DAO)اقتصاد سازمانی شبکه های وب۳ و سایر سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز - Token-Economy-Book/2ndEdition-Farsi GitHub Wiki

فصل 6

اقتصاد سازمانی شبکه های وب۳ و سایر سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز (DAO ها)

اقتصاد سازمانی نقش موسسات رسمی یا غیررسمی - از قبیل رویه، قرارداد، ترتیب، آداب و رسوم - را در یک زمینه اقتصادی- اجتماعی مطالعه می کند از زمان پیدایش اینترنت بسیاری از قبایل اینترنتی توزیع شده، مانند پلتفرم های رسانه اجتماعی، پلتفرم های تجارت الکترونیکی یا پلتفرم های دانش، تشکیل شده اند شبکه های وب۳ نوع جدیدی از زیرساخت های سازمانی مبتنی بر اینترنت را معرفی می نمایند که قبایل اینترنتی توزیع شده را قادر می سازد تا به نحو مستقل تری خود را سازماندهی و هماهنگ کنند، این زیرساختها توسط توکن های هدفمند هدایت می شود و با پروتکل های ماشینی اجرا می شود معمولاً از آنها به عنوان سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز( DAO) یاد می شود  

شبکه های بلاکچین و دفترهای توزیع شده مشابه می توانند ساختارهای سنتی حاکمیت[^ 1] را متحول کرده و نحوه فعلی سازماندهی جامعه را به چالش بکشند. آنها می توانند: (1) با فراهم آوردن شفافیت، معضل رئیس/مرئوس را در سازمان کاهش دهند. (2) تشویق بازیگران شبکه با یک توکن داخلی که در نتیجه کاهش واسطه ها هزینه های مدیریت را به همراه دارد، و(3) جایگزینی رویه های امنیت واکنشی سیستم قانونی فعلی، با مکانیزم های فعال، کنشگر و خودکار که تخلف احتمالی در قرارداد را پرهزینه و بنابراین غیر عملی می سازد. شبکه های وب۳ معمولاً هماهنگی غیرمتمرکزتر و خودجوش تری را از طریق اینترنت بین افراد و موسساتی فراهم می کنند که حتی ممکن است یکدیگر را نشناسند و به هم اعتماد نداشته باشند. از این ساختارهای هماهنگی به عنوان سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز (DAO) یاد می شود.

این DAO ها با مشكل قدیمی حاكمیت روبرو می شوند كه دانشمندان علوم سیاسی و اقتصاددانان از آن به عنوان "معضل رئیس-مرئوس" یاد می كنند، این مسئله هنگامی رخ می دهد كه نماینده یك سازمان قدرت تصمیم گیری از طرف – یا با نفوذ بر – مدیرعامل یا شخص یا مسئول دیگری در سازمان را داشته باشد. نمونه های آن می تواند مدیرانی باشند که به نماینده سهامداران هستند یا سیاستمدارانی که نماینده ی شهروندان هستند و از طرف آن ها تصمیم گیری می کنند. در چنین وضعی، خطر اخلاقی زمانی اتفاق می افتد که یک شخص بیش از حالت معمول همیشگی ریسک کند، چرا که دیگران هزینه این ریسک را متحمل می شوند. به طور کلی، وقتی این اتفاق می افتد که نماینده به جای منافع رئیس به نفع خود عمل می کند، زیرا مدیر اصلی نمی تواند به طور کامل اقدامات نماینده را کنترل کند. این معضل معمولاً هنگامی افزایش می یابد که عدم تقارن اطلاعات اساسی (رانت اطلاعاتی) در کار باشد.

شبکه بیتکوین را می توان اولین سازمان واقعی غیرمتمرکز و خودگردان دانست که توسط پروتکل بیتکوین هماهنگ می شود و هر کسی آزادانه می تواند از آن تبعیت کند. شبکه بیتکوین، یک سیستم عامل برای گردش پول بدون بانک و مدیران بانک فراهم می کند و از زمان ایجاد اولین بلوک در سال ۲۰۰۹، در برابر حملات و خطاها مقاوم بوده است. هیچ سازمان مرکزی شبکه آن را کنترل نمی کند، این بدان معناست که تا زمانی که مردم به مشارکت در شبکه ادامه دهند، تنها قطعی برق در سراسر جهان می تواند بیتکوین را خاموش کند. قوانین حاکمیتی در راستای هدایت رفتار نود های شبکه با یک مکانیزم تشویقی که ثابت کرده است محرک موثری برای انجام خدمات شبکه است، با توکن شبکه گره خورده اند. (بیشتر بخوانید: قسمت 1 - بلاکچین و سایر دفترهای توزیع شده، قسمت 4 - توکن های هدفمند).

با پیدایش شبکه اتریوم، مفهوم DAO، سطح فناوری را از پروتکل بلاکچین به سمت قرارداد هوشمند ارتقا داد. در حالی که پیش از این برای تشکیل DAO به یک شبکه بلاکچین با یک پروتکل اجماع عمومی مقاوم در برابر حملات، نیاز بود، قراردادهای هوشمند تشکیل DAO ها را به راحتی - اغلب فقط با چند خط کد و بدون نیاز به ایجاد زیرساخت های بلاکچین خود - قابل برنامه نویسی می کرد. موارد استفاده DAO از ساده تا پیچیده را شامل می شود. پیچیدگی به تعداد سهامداران و همچنین تعداد و پیچیدگی فرایندهای موجود در سازمانی که توسط قرارداد هوشمند اداره می شود، بستگی دارد. قوانین حاکم بر توکن، شبکه ای از بازیگران را تشویق و هدایت می کند و با کد اجرای خودکار جایگزین نیاز به سازمان های بالا به پایین می شود. بسته به هدف و قوانین حاکمیت DAO و سطح خودمختاری سهامداران DAO، موارد استفاده می تواند به یک شرکت یا دولت ملی شباهت داشته باشد. سازمانهایی که از قراردادهای هوشمند به عنوان زیرساخت عملیاتی خود استفاده می کنند، می توانند تا حدودی از سیستم حقوقی برای محافظت از دارایی های فیزیکی استفاده کنند، اما چنین استفاده ای نسبت مکانیسم های امنیتی پیشگیرانه که قراردادهای هوشمند میتوانند ارایه دهند اهمیت کمتری دارد.

استارتاپ "TheDAO" در سال ۲۰۱۶ نمونه خیلی زودی برای چنین قرارداد هوشمند پیچیده ای در شبکه اتریوم بود. هدف TheDAO تهیه یک وسیله مستقل برای مدیریت سرمایه بدون وجود مدیران سنتی بود. در طی یک فروش چهار هفته ای توکن، TheDAO با جمع آوری معادل 150 میلیون دلار، توکن های DAO را در برابر ETH صادر کرد و در نتیجه بزرگترین فروش توکن در زمان خود بود. ایده این بود که هر دارنده توکن DAO، متناسب با تعداد توکن های در تملک، مالک مشترک این صندوق سرمایه گذاری غیرمتمرکز خواهد بود و می تواند در تصمیمات سرمایه گذاری با حق رای متناسب شرکت کند. خدمات تخصصی به TheDAO را می توان توسط پیمانکاران زیرمجموعه که با رای اکثریت دارندگان توکن TheDAO استخدام می شدند تامین کرد. با این حال، به دلیل خطای برنامه نویسی در نرم افزار، این چشم انداز TheDAO هرگز به واقعیت تبدیل نشد، زیرا تقریباً یک سوم از بودجه این پروژه قبل از عملیاتی شدن آن خالی شد. این منجر به یک فورک سخت و بحث برانگیز شبکه اتریوم شد. یکی از عمده ترین نقایص این بود که قوانین حاکمیتی TheDAO فرایندهای تصمیم گیری را در مورد حوادث غیرمترقبه درنظر نگرفته است (در فصل بعدی بیشتر بخوانید: حاکمیت درون زنجیره در مقایسه با حاکمیت بیرون زنجیره).

این مورد استفاده اولیه از DAO مبتنی بر قرارداد هوشمند نشان داد آنچه را که شبکه بیتکوین با یک پروتکل اجماع پیچیده، با تکیه بر چندین دهه تحقیق کاربردی و نظری حل کرده است، نمی توان به سادگی با چند خط کد تکرار کرد. هدف TheDAO با شبکه بیتکوین متفاوت بود و بنابراین به نوع جدیدی از مکانیزم کنترل مقاوم در برابر حمله احتیاج داشت، اما قوانین حاکمیت TheDAO فقط در چند ماه، آن هم عمدتا توسط مهندسانی که هیچ گونه تخصص در زمینه حاکمیت نداشتند تدوین شده بودند. قواعد حاکمیتی توکن های DAO بر اساس فرضیات بیش از حد ساده در مورد رفتار دارندگان توکن بنا شده بود: آنها پدیده های روانشناسی ای مانند "سوارکاران رایگان"[^ 2] یا "عقلانیت محدود"[^ 3] را که موضوعات رشته رفتارشناسی اقتصادی است در نظر نگرفته بودند (بیشتر بخوانید: قسمت 4 - توکن های هدفمند). در عوض، آنها طرح حاکمیت توکن خود را بر این فرض بنا نهادند که دارندگان توکن های خرد از رفتار دارندگان توکن های کلان تقلید می کنند، زیرا تصور می شد وقت بیشتری برای تصمیم گیری معقول صرف می کنند چون "درگیری بیشتری در بازی" دارند. در واقعیت، بیشتر دارندگان توکن های کوچک به هیچ وجه در هیچ فرآیند رأی گیری شرکت نمی کردند، احتمالاً امیدوار بودند که دیگر دارندگان توکن از طرف آنها تصمیم درستی بگیرند. علاوه بر این، روند رای گیری شامل مداخله شخصی - با قابلیت استفاده از کیف پول بد - بود که بسیاری از دارندگان توکن کوچکتر و آن هایی که از مهارت فنی کمتری برخوردار بودند، از شرکت در فرایندهای رای گیری خارج می کرد. کل این اتفاق نشان داد که "تمرکز زدایی" مسئله رفتاری انسان نیز هست، و بنابراین به اقتصاد رفتاری نیز بستگی دارد و هرگز فقط یک سوال ریاضی یا فنی صِرف نیست.   ما شاهد ظهور بسیاری از DAO های دیگر با طیف وسیعی از اهداف روی وب۳ هستیم. اپلیکیشن های جدیدتر وب۳ بر تهیه یک چارچوب end to end (سر به سر) و plug-and-play (دسترسی به محض اتصال) برای ساخت DAO متمرکز شده اند. مجموعه ابزار ارائه شده شامل عناصری مانند چارچوب های قانون اساسی، چارچوب های حل اختلاف و موارد دیگر است، به طوری که پروژه های جدید DAO مجبور نیستند تمام عناصر سازمانی و نهادی لازم را از ابتدا ایجاد کنند. آنها هزینه های فنی ایجاد یک سازمان غیرمتمرکز را کاهش می دهند، بنابراین شما می توانید بر روی آنچه می خواهید ایجاد کنید (هدف شبکه خود) و چگونگی ساخت آن (قوانین حاکمیت شبکه خود) تمرکز کنید. بسیاری از پروژه ها بر اساس شبکه اتریوم و یک چارچوب قرارداد هوشمند بخش بندی شده - با رابط کاربری آسان برای استفاده - ساخته شده اند که به افراد بدون دانش فنی، امکان ایجاد سازمان غیرمتمرکز خود را می دهد. سطح تمرکززدایی چنین سازمانهایی می تواند با توجه به نیاز متفاوت باشد. نمونه این پروژه ها "Aragon" ، "Bitnation" ، "Colony" ، "Commonstack" ، "DAOStack" یا "MolochDAO" است که هر یک از نظر تمرکز، ایدئولوژی یا سطح پیشرفت و موفقیت متفاوت هستند. ف 1 چ 6

مقایسه DAO با سازمان های سنتی

بخشهای بزرگی از جامعه ما در ساختارهای فرماندهی و کنترل از بالا به پایین شکل گرفته اند. نقش سیستم حقوقی، محافظت و اجرای کلیه موافقت نامه های قراردادی همه موسساتی است که تعاملات اقتصادی - اجتماعی ما را تنظیم می کنند. نمونه این چارچوب های قانونی عبارتند از: (1) قانون اساسی یک کشور، (2) قراردادهای کاری بین کارمند و سازمان، (3) توافق نامه های تامین و عرضه، توافق نامه خرید یا قرارداد فروش بین سازمان ها یا(4) توافق نامه های دو یا چند جانبه بین دولتهای کشورهای مختلف. ساختارهای سازمانی موسسسات اقتصادی ما با گذشت زمان پیشرفت کرده و موضوع تحقیق در رشته های اقتصاد سازمانی، علوم مدیریت و سایبرنتیک هستند. نهادهای سیاسی حاکم بر اعضای یک منطقه جغرافیایی -که به آنها شهروندان نیز گفته می شود - با گذشت زمان تکامل یافته اند و تحت مطالعه علوم سیاسی، اقتصاد، به ویژه اقتصاد سازمانی، جامعه شناسی و سایبرنتیک هستند.  

تکامل شرکتها و "نظریه شرکت":

رونالد کواز Ronald Coase -اقتصاددان - در کتاب خود "نظریه شرکت" استدلال کرد که شرکتها در صورتی رشد می کنند که با در نظر گرفتن تمامی هزینه ها مانند جستجو، کسب اطلاعات، چانه زنی و سیاست گذاری مشارکت تجاری یا مشارکت در تجارت دو جانبه در بازار، به جای تامین نیازهایشان از خارج شرکت، آنچه را نیاز دارند با بهره وری بهتر در درون شرکت تولید کنند. نظریه های وی تمرکز تولید اقتصادی را از طریق ادغام عمودی تولید و ظهور متعاقب شرکت های چند ملیتی از انقلاب صنعتی تا اواخر قرن بیستم، توضیح می دهد. در دهه های اخیر، این سازمانهای بسیار ساختار یافته، متمرکز و بوروکراتیک قرن بیستم جای خود را به اَشکال سازمانی آزادتر و پهن تر، مانند "هولاکراسی" داده اند، که نمونه ای است از ساختار سازمانی مستقل تر که توسط واحدهای خودمتکی تر اداره می شود. اینترنت به عنوان یک فناوری اشتراک اطلاعات، بخش زیادی از این نوآوری سازمانی را تسهیل کرده و انقلابی را در زمینه برون سپاری آغاز کرده و از اندازه شرکتها (تعداد کارمندان) کاسته است. علاوه بر این، پیدایش وب۲ مکانیزم های بازار سازی جهانی را با هزینه های تراکنش کمتر تسهیل کرده است، و شکل های جدیدی از سازماندهی را مثلا حول(پروسیومر) مشتری از تولید به مصرف، امکان پذیر می کند. Prosumer=producer+consumer با این حال، یک واسطه قدرتمند، یک شخص ثالث قابل اعتماد مانند آمازون eBay ، Zalando ، Uber ، Airbnb یا شرکت های مشابه وجود دارد که یک بستر قابل اعتماد برای دو نفر که از طریق اینترنت در تعامل هستند فراهم می سازد. با وجود این که محصولات و خدمات در این بستر ها به مراتب مفصل تر شده اند، که باعث نزدیکی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان می شود، شرایط ارائه خدمات همیشه توسط ارائه دهندگان این پلتفرم ها که بیشتر شرکت های خصوصی هستند که سایر داده های کاربر را نیز کنترل می کنند، تعیین می شود. قراردادهای هوشمند، با معرفی روش های جدیدی را برای هماهنگی فعالیت ها مانند تخصیص وظیفه، هماهنگی و نظارت بر گروهی از افراد که دارای منافع اقتصادی مشترک هستند اما از نظر جغرافیایی پراکنده اند، قدرت از میان برداشتن این پلتفرم های واسطه را دارند.

حاکمیت دولت های ملل و دموکراسی غیرمستقیم:

دموکراسی نظامی است که در آن افرادی که دارای یک منطقه جغرافیایی هستند و تحت تأثیر تصمیمات جمعی گروه قرار دارند، توافق می کنند که به طور مساوی در روند تصمیم گیری مذکور شرکت کنند. این پرسش که چگونه افراد باید مشارکت داشته باشند، منشأ بسیاری از بحث ها و درگیری ها بوده و هست، و همچنین با گذشت زمان بسیار تغییر کرده است. دموکراسی مستقیم نوعی دموکراسی است که در آن مردم مستقیماً درباره همه تغییرات سیاسی تصمیم می گیرند. با این حال، هرچه گروه بزرگتر باشد، به دلایل مختلف از جمله هزینه زیاد هماهنگی و هزینه های مبادلات ذهنی برای هر فرد درگیر، مشارکت مستقیم اعضای آن گروه در هر یک از مراحل تصمیم گیری دشوارتر است. در نتیجه، سازمان های متمرکز و ساختارهای اداری بوروکراتیک پیرامون نمونه های دموکراسی مدرن پدید آمده اند. در چنین ساختار غیرمستقیمی، نمایندگان منتخب از طرف همه اعضای واجد شرایط، به عنوان سرپرست یک کشور را اداره می کنند. بسته به اندازه و نوع گروه حاکم، هر دو سیستم محاسن و معایبی دارند. تاریخ سیاسی اخیر حاکی از سطح بالایی از نارضایتی در میان عموم مردم نسبت به سیستم های حاکمیت سیاسی مستقر است که دانشمندان علوم سیاسی از آن با عنوان "پسا دموکراسی" یاد می کنند. مشخصه آن قدرت گرفتن اِلیت (خواص) خارج از ساختار حکومت و تشکیل دولت های در سایه، به همراه افزایش مطالبه از طرف شهروندان برای پس گرفتن جایگاه خود در تصمیم گیری است. اثرات جهانی شدن، مانند تجارت آزاد، حمل و نقل ارزان تر و سریعتر، و اینترنت، قدرت دولت ملی یک کشور را برای تنظیم مقررات زندگی شهروندان خود بیشتر تضعیف می کند. یک راه حل پیشنهادی برای این دلسردی "دموکراسی مایع" است، نوعی حاکمیت دموکراتیک که به موجب آن یک فرد انتخاب کننده یا حوزه انتخابیه با انعطاف پذیری بیشتری در مورد میزان اختیار و بازه زمانی، قدرت رأی خود را تفویض می کند. این روشی برای تصمیم گیری مشترک است که به نمایندگان منتخب وابسته نیست بلکه به تفویض آرا جزئی یا موقت بستگی دارد. اگرچه "دموکراسی مایع" ممکن است راه حلی برای برخی از مشکلات سیستم های دموکراتیک کنونی ارائه دهد، اما با توجه به ساختارهای فعلی ما که : (1) عمدتا مبتنی بر ساختارهای حقوقی ملی است که یادگار دوران قبل از اینترنت و دوران قبل از جهانی شدن هستند، و (2) غلبه سیستم های رأی گیری مبتنی بر کاغذ، روشی غیرعملی برای حکومت کردن به شمار می آید.

سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز:

شامل مجموعه ای از افراد هستند که بر اساس یک پروتکل نرم افزاری منبع باز خودکار در شرایط عدم توافق نامه های دو جانبه با یکدیگر در تعامل هستند. پروتکل بلاکچین و یا کد قرارداد هوشمند با تنظیم رفتار همه شرکت کنندگان در شبکه، قوانین حاکمیت DAO را رسمیت می بخشد. این DAO ها امکان ایجاد سازمانهای غیر متمرکز روانتر را از طریق اینترنت و حول یک هدف اقتصادی، سیاسی یا اجتماعی خاص فراهم می کنند. آنها یک سیستم عامل برای افراد و موسساتی که یکدیگر را نمی شناسند و به هم اعتماد ندارند، که ممکن است در مناطق مختلف جغرافیایی زندگی کنند، به زبان های مختلف صحبت کنند و تحت قلمروهای قضایی مختلف باشند، فراهم می کنند. عناصر دموکراسی مایع را می توان در سطح پروتکل(استخرهای استخراج با اثبات کار یا اثبات سهام واگذار شده) و در سطح قرارداد هوشمند با هزینه های عملیاتی کمتر نسبت به دنیای "خارج از زنجیره" که امروز در آن زندگی می کنیم، به کار برد. انجام وظایف شبکه را می توان با توکن شبکه پاداش داد. از توکن ها می توان برای اعمال حق رأی نیز استفاده کرد. پس از استقرار، یک سازمان خودگردان کاملا غیرمتمرکز، مستقل از سازنده آن است و توسط یک فرد تنها کنترل نمی شود بلکه فقط توسط اجماع عمومی اکثریت شرکت کنندگان سازمان توسط کنترل می گردد[^ 4]. قوانین دقیق اکثریت در پروتکل اجماع یا قرارداد هوشمند کدنویسی شده تعریف شده است، و از موردی به مورد دیگر متفاوت است. این DAO ها توانایی حل مشکلات هماهنگی جهانی مانند عدم شفافیت در زنجیره های تأمین بین المللی و عدم قابلیت اجرای سیاست گذاری جهانی را دارند. این احتمالاً یکی از دلایلی است که بسیاری از موسسات سازمان ملل متحد در حال بررسی اپلیکیشن های و کاربردهای قرارداد هوشمند هستند، مانند برنامه جهانی غذاUNICEF ، UNOPS و UNDP. ف 2 چ 6

DAO ها منبع باز بوده، بنابراین شفاف هستند و اگر به خوبی طراحی شود، فساد ناپذیر می باشند. کلیه تراکنش های سازمان توسط شبکه بلاکچین ثبت و نگهداری می شود. پیشنهادات مربوط به ارتقا کد توسط هر کسی در شبکه قابل ارائه است و با اتفاق نظر اکثریت بازیگران درگیر شبکه به رأی گذاشته می شود. به همین ترتیب، DAO ها را می توان به عنوان اورگانیسم های توزیع شده، یا قبایل اینترنتی توزیع شده دید که در اینترنت زندگی می کنند و موجودیت مستقل دارند، اما در عین حال برای انجام کارهای خاصی که نمی توانند با اتوماسیون جایگزین شوند، به شدت به افراد متخصص یا سازمان های کوچکتر اعتماد می کنند. با این حال، من می خواهم بیان کنم که چیزی به عنوان یک سازمان کاملاً غیرمتمرکز و خودگردان وجود ندارد. بسته به قوانین حاکمیت، سطوح مختلف عدم تمرکز وجود دارد. بعلاوه، گرچه شبکه ممکن است از نظر جغرافیایی غیر متمرکز باشد، با وجود تعداد زیاد بازیگران مستقل اما برابر در شبکه، اما قوانین حاکمیتی که در قرارداد هوشمند یا پروتکل بلاکچین نوشته شده است، همیشه نقطه تمرکز و از بین رفتن خودمختاری کامل وجود خواهد داشت.. DAO ها می توانند از نظر معماری غیرمتمرکز باشند (بازیگران مستقل نود های مختلفی را اجرا می کنند) و از نظر جغرافیایی نیز غیرمتمرکز هستند (تابع حوزه های مختلف قضایی هستند)، اما از نظر منطقی حول پروتکل متمرکز هستند. مسئله نحوه به روزرسانی پروتکل در صورت و زمان لزوم، اغلب به مجموعه ای از متخصصان که پیچیدگی های فنی و حقوقی کد را می فهمند، تفویض می شود و بنابراین نشاندهنده یک نقطه تمرکز است. (بیشتر بخوانید: قسمت 2 – تفاوت حاکمیت داخل و خارج از زنجیره).

شبکه های وب3 و DAO های مبتنی بر قرارداد هوشمند سیستم های پیچیده ای هستند که از سه شبکه وابسته به یکدیگر تشکیل شده اند: 1) یک شبکه کامپیوتری 2) شبکه ای از مردم 3) شبکه جریان توکن ها. آنها شبکه های اقتصادی - اجتماعی تطبیقی هستند که از نظر زمان و مکان پویا هستند. پویایی به تغییرات مداوم وضعیت شبکه در نتیجه اقدامات تعیین شده توسط عوامل انسانی آنها (ارسال توکن یا استفاده از سایر خدمات شبکه، مشارکت در کدنویسی یا فورک کردن جهت ساخت شبکه دیگر) اشاره دارد. منظور از تطبیقی این است که شرکت کنندگان DAO ، به دلیل وجود حلقه های بازخورد بین بازیگران و کل شبکه، به طور مداوم در حال تطبیق با شبکه ای هستند که بخشی از آن می باشند. اقدامات فردی بر سیستم تأثیر می گذارد و در نتیجه، سیستم به طور کلی با گذشت زمان تکامل می یابد. سیستم های پیچیده با دیگر سیستم های کمتر پیچیده تفاوت دارند، به این دلیل که رفتار سطح سیستم را نمی توان به راحتی از تغییرات حالت داخلی ناشی از بازیگران فردی شبکه نتیجه گرفت یا پیش بینی کرد.

نظریه سیستم یکی از ابزارهای زیاد مرتبط با "سایبرنتیک" به عنوان یک شاخه علمی میان رشته ای است که سیستم های خودگردان موجودات زنده، ماشین ها و سازمان ها را مطالعه می کند است. اصطلاح "سایبرنتیک" ریشه در زبان یونانی دارد و می تواند به صورت "هدایت کردن، مسیریابی یا اداره کشتی" ترجمه شود. هدایت کردن به تعیین هدف مرتبط می شود و به سیستم نمی گوید چه کاری باید انجام دهد. این اهداف می تواند فردی (خواسته ها و نیازهای فردی) و همگانی (اجماع اجتماعی در مورد سیاست های جمعی) باشد. در علوم سیاسی، از سیستمهای خودهدایتی و سیستم های کنترل مشترک، غالباً با عنوان دموکراسی یاد می شود. فردریش فون هایک Friedrich von Hayek اقتصاددان، از سایبرنتیک به عنوان رشته ای یاد کرد که می تواند به اقتصاددانان در درک بازارها به عنوان "پدیده های پیچیده سیستم های خودسازمانده یا خود تولید کننده" کمک کند تا از مکانیزم بازخورد سایبرنتیک برای پیش بینی الگوی اقتصادی استفاده کنند. وی ایده آدام اسمیت در مورد "دست نامرئی" را به عنوان پیش بینی عملکرد مکانیزم بازخورد در سایبرنتیک توضیح داد.

اقتصاد سازمانی DAO ها

اقتصاد سازمانی زیرمجموعه ای از اقتصاد است که با علوم سیاسی، جامعه شناسی یا تاریخ تلاقی می کند و نقش سازمان های رسمی یا غیررسمی را در بستر اقتصادی - اجتماعی مطالعه می کند. "سازمان" در اینجا نمایانگر مجموعه ای از قوانین یا قراردادها هستند که تعامل اجتماعی مانند رویه، قرارداد، ترتیب، سنت ها یا رسوم را ممکن می سازد. آنها اغلب در مجموعه ای از لایه های مختلف و وابسته تعبیه شده اند: مجموعه قوانین طبیعی، فرهنگی و قانونی. سازمان ها همچنین می توانند نهادهایی را منعکس کنند که اقدامات افراد را در یک گروه هدایت و تشویق می کنند. گوستاو فون شمولر Gustav von schmoller اقتصاددان سازمانی، اینگونه بیان کرد: "مطالعه عضو و سازمان، برای شناخت ساختار اجتماعی مانند آناتومی برای بدن فیزیکی است."

مکاتب مختلف اقتصاد سازمانی تعاریف مختلفی از آنچه به عنوان یک سازمان قلمداد می کنند به کار می برند. نهادهای اجتماعی اولیه جامعه هایی مانند قبیله، اقوام، و خانواده بودند. از آنجایی که تکامل تکنولوژیکی و اجتماعی امکان کنترل تعداد روزافزون مردم و مناطق جغرافیایی وسیع را عملی ساخت، ارگانهای اجتماعی جدید، مهمتر از همه حکومت های ملی و شرکت ها، ظهور یافتند.

از زمان پیدایش اینترنت بسیاری از قبایل اینترنتی توزیع شده مانند پلتفرم های رسانه های اجتماعی و سایر پلتفرم ها شکل گرفته اند. در این زمینه تاریخی، شبکه های بلاکچین نوع جدیدی از زیرساخت های سازمانی مبتنی بر اینترنت را که توسط پروتکل های قابل اجرا توسط ماشین اداره می شود، معرفی می کنند. بنابراین می توان سازمانهای خودگردان غیرمتمرکز را به عنوان یک ارگانیسم جدید اجتماعی برای وب۳ قلمداد کرد. آنها شبکه های اقتصادی-اجتماعی را ارائه می دهند که با داده های واقعی در مورد همه فعالیت های شبکه همراه است، اما بر خلاف وب۲، این داده ها برای همه عمومی است و توسط یک نهاد واحد کنترل نمی شود.

وب۳ به ما این امکان می دهد تا پیدایش سازمان های جدید را تقریباً همزمان با وقوع و به روشی قابل تأیید عمومی ثبت و تحلیل کنیم. با توجه به پیشرفت های انجام شده در علم داده، این امر مکانیزم های جدید هماهنگی داده-محور را فراهم می کند و شکل های جدید حاکمیت فرا ملیتی را با حلقه های بازخورد تقریباً همزمان وقوع، امکان پذیر می سازد. سالهای پیش رو، از مفاهیم مکانیزم های اقتصادی ایجاد شده توسط ماشین، و مفاهیم قراردادهای هوشمند در تکامل قراردادهای حقوقی، و مکانیزم ها هدایت اقتصادی-اجتماعی جمعی رونمایی خواهد کرد.

شبکه های وب۳، در ساختار سازمانی خود، بیش از آنکه به شرکت ها شباهت داشته باشند، شبیه به دولت های ملی هستند. پروتکل بلاکچین با قانون اساسی و قوانین حاکم در یک کشور قابل مقایسه است. بازیگران خودمختار شبکه، حاکمان شبکه هستند و بنابراین تابع قانون اساسی شبکه، پروتکل بلاکچین یا کد قرارداد هوشمند هستند. به عنوان مثال، سیاست های پولی یک شبکه "اثبات کار" درون پروتکل، تعریف شده است و شرایطی را که در آن توکن شبکه استخراج می شود تنظیم می کند. سیاست مالیاتی نیز در پروتکل تعریف شده است و کارمزد تراکنش ها را تنظیم می کند. سهام داران می توانند در هر زمان وارد شوند و یا انصراف دهند، تصمیم بگیرند که به اعضای فعال این جامعه تبدیل شده و در تهیه کد مشارکت داشته باشند، یا در صورت بروزرسانی کد، درباره تغییرات کد تصمیم بگیرند.

دولت های ملل بیشتر با شبکه های مجوزدار قابل مقایسه هستند تا شبکه های بدون مجوز. در بیشتر کشورها، فقط شهروندان آن کشور این امتیاز را دارند که در این شبکه عضو باشند، یا به عبارت دیگر، اجازه زندگی یا کار در آن کشور را دارند. افراد غیر شهروند ممکن است اجازه ورود موقت به کشور یا کار در کشور را دریافت کنند. با وجود اینکه در انتخاب مهاجرت به کشور یا شهر دیگر حق انتخاب با شماست، این گزینه معمولاً با هزینه شخصی و اقتصادی بالایی همراه است و زمان بر می باشد. دولت های کشورها اقدامات شهروندان خود را اغلب با انگیزه های بازدارنده هدایت می کنند: وقتی قانون را نقض می کنید، باید جریمه نقدی پرداخت کنید یا به زندان بروید. مالیات را می توان هزینه های تراکنش های شبکه دانست که شهروندان برای دریافت خدمات دولتی پرداخت می کنند. در برخی موارد، دولت ها تخفیف های مالیاتی و یارانه هایی را در نظر می گیرند که به عنوان انگیزش های مثبت عمل می کنند تا شهروندان خود را به یک رفتار مورد هدف هدایت نمایند. سیاست های مالیاتی بخشی از سیاست های مالی کشور است که همراه با سیاست های بانک مرکزی، در مورد سیاست های پولی تصمیم می گیرد، که قصد دارد بازیگران شبکه را به سمت برخی از رفتارهای اقتصادی سوق دهد. ف 3 چ 6 ف 4 چ 6

سیاست های پولی و مالی DAO ها

منظور از سیاست پولی مدیریت عرضه پول یک ارز ملی از جمله تحریک نرخ بهره است که توسط بانک های مرکزی، تابلوهای ارزی و سایر مراجع نظارتی مربوطه جهت دستیابی به اهداف اقتصاد کلان مانند تورم، مصرف، رشد اقتصادی و نقدینگی، تعیین استراتژی شده و اجرایی شده اند. هدف اصلی اکثر بانکهای مرکزی مدیریت تورم به همراه کاهش بیکاری است. در این موارد، هدف معمولاً دستیابی به رشد اقتصادی یا حداقل ثبات است که با معیار GDP (تولید ناخالص داخلی) اندازه گیری می شود، تا نرخ بیکاری پایین و نرخ مبادلات خارجی پایدار حفظ شود. بیشتر بانک های مرکزی برای تنظیم سیاست های پولی یک کشور از ترکیبی از ابزارهای زیر استفاده می کنند: 1) عملیات های بازار آزاد[^ 5] 2) الزامات ذخیره ارزی[^ 6] 3) مداخله در نرخ تبدیل ارزی و 4) نرخ بهره کوتاه مدت.

سیاست عرضه توکن یک شبکه بلاکچین را می توان "سیاست پولی" یک شبکه بلاکچین دانست. این سیاست عرضه توکن در پروتکل تعریف شده است و تأمین و در دسترس بودن توکن شبکه اصلی را تعیین می کند. همانطور که سیاست های پولی کشورها ممکن است از کشوری به کشور دیگر متفاوت باشد، سیاست های ارائه توکن شبکه های بلاکچین و سایر DAO ها نیز می تواند تفاوت زیادی داشته باشد و زمینه جدیدی از تحقیق و توسعه کاربردی را ارائه دهد. مقدار عرضه توکن می تواند از همان ابتدا ثابت باشد، همانطور که در مورد شبکه بیت کوین اتفاق می افتد، یا مانند مورد شبکه اتریوم مشخص نشده باشد.

به عنوان مثال مقدار عرضه توکن بیتکوین در پروتکل تنظیم شده و قبل از اجرای پروتکل و استقرار آن تعریف شده است. هر بار که یک استخراج کننده بلوکی جدید را کشف می کند، BTC جدید ایجاد می شود. اولین BTC در بلوک پیدایش در سال ۲۰۰۹ ایجاد شد. تعداد بیتکوین تولید شده هر بلوک در هر ۲۱۰۰۰۰ بلوک یا تقریباً هر چهار سال، ۵۰ درصد کاهش می یابد. بنابراین تعداد توکن های بیتکوین به زیر ۲۱ میلیون بیتکوین محدود می شود. تخمین زده می شود که آخرین بیتکوین در سال ۲۱۴۰ استخراج شود، زمانی که پاداش بلوک به زیر یک ساتوشی (پول خرد بیتکوین معادل یک صد میلیونیم) می رسد، که نشان دهنده کوچکترین نام گذاری بین کوین است. استخراج کنندگان علی رغم کاهش جوایز بلوکی، همچنان برای حفظ شبکه انگیزه دارند، زیرا می توانند در ازای تامین امنیت تراکنش ها، کارمزد دریافت کنند. تغییر سیاست پولی شبکه بیتکوین به اجماع اکثریت بازیگران شبکه نیاز دارد که ممکن، اما بعید است. نرخ تورم توکن با توجه به تعداد توکن های تازه استخراج شده در هر سال، منهای مقدار توکن های سوخته تعیین می شود. اگر یک پروتکل با یک توکن ثابت عرضه شود، درصورتی که تقاضای توکن با در نظر گرفتن به توکن های از دست رفته، از عرضه توکن های جدید فراتر رود، منبع عرضه ثابت به طور بالقوه به توسعه تورمی قیمت توکن بومی منجر می شود[^ 7].

مقدار عرضه توکن اتریوم از قبل تعریف نشده بود بلکه به طور جمعی توسط سهامداران شبکه اداره شد: 1) توسعه دهندگان 2) نود های کامل 3) ماینرها و دیگر اعضای شبکه. ۶۰ میلیون اتر ETH در بلوک پیدایش به شرکت کنندگان اولیه در حراج ابتدایی توکن اختصاص یافت. ۱۲ میلیون اتر ETH اضافی بین مشارکت کنندگان اولیه و بنیاد اتریوم توزیع شد. پاداش بلوک به مرور زمان به دلیل تغییر در پروتکل اجماع کاهش یافته است. رویدادی که میزان صدور پاداش بلوک را تحت تأثیر قرار داد، "فورک Homestead" در سال ۲۰۱۶ بود. در این واقعه، زمان بلوک کاهش یافت، که به طور موقت منجر به افزایش نرخ صدور شد. در سال ۲۰۱۷، مکانیزمی فعال شد که دشواری استخراج یک بلوک را افزایش داد، که باعث کند شدن استخراج بلوک ها و کاهش صدور توکن های تازه استخراج شده می شود. از آن به عنوان "بمب دشواری"[^ 8] یا "عصر یخبندان اتریوم" یاد می شود. بعداً در همان سال، "فورک بیزانس" آزاد شد و پاداش بلوک را از ۵ به ۳ اتر کاهش یافت. جدیدترین افت پاداش از ۳ به ۲ اتر در سال ۲۰۱۹ بود.

بسته به نوع قوانین حاکمیت، دارندگان توکن با سهم زیادی در سیستم می توانند بر تقاضای بازار یا بر قیمت یک توکن و در نتیجه نرخ تبدیل ارز آن توکن تأثیر بگذارند و به عنوان یک شبه بانک مرکزی عمل کنند. در شبکه ای که دارندگان توکن یکدیگر را نمی شناسند یا به هم اعتماد ندارند، اجرای یک اقدام هماهنگ ممکن است دشوار باشد، زیرا برای دستکاری بازار و هدایت اقتصاد توکن داخلی نیاز به تبانی دارندگان اصلی توکن برای هماهنگی در خرید یا فروش توکن است. اگر سهام بزرگی در توکن شبکه در اختیار یک دارنده توکن یا تعداد محدودی از دارندگان توکن که برای یکدیگر شناخته شده اند، باشد، هدایت آن از طریق اقدامات هماهنگ آسان تر خواهد بود. در پی بسیاری از فروش های زود هنگام توکن ها، این مشکل بزرگی بوده است (بیشتر بخوانید: قسمت 2 - فروش توکن).   سیاست مالی به استفاده از هزینه های دولت و سیاست های مالیاتی برای تأثیرگذاری در شرایط اقتصاد کلان اشاره دارد. مالیات یک ابزار مهم سیاست مالی برای هدایت فعالیت اقتصادی و بطور همزمان تامین بودجه برای هزینه های دولت، ابزار دیگر سیاست مالی، است. دولت می تواند پول را برای یارانه ها، پرداخت هایی مانند برنامه های رفاهی، پروژه های اشتغال عمومی و حقوق های دولتی هزینه کند. در حالی که مالیات های بالاتر باعث کاهش اختیار عمل بازیگران فردی می شود، هزینه های دولت می تواند مشمولان را برای صرف وجوه تشویق کند و می تواند برای رشد اقتصادی مستقیم استفاده شود.

در شبکه های بلاکچین عمومی و بدون مجوز، سیاست مالی می تواند با سطح "هزینه های تراکنش" که شخص باید برای تراکنش های شبکه پرداخت کند، منعکس شود. این ممکن است با مالیات بر ارزش افزوده ای که دولت ها جمع می کنند قابل مقایسه باشد، فقط این است که ماموران جمع اوری مالیات، در مورد بلاکچین عمومی، نود های مستقلی هستند که تراکنش ها را تأیید می کنند و برای خدماتشان به شبکه پاداش می گیرند. در مدل اثبات سهام، سازوکارهای "سیاست مالی" در متغیرهای پروتکل مانند 1) گرو گذاری، 2) دوره های واگذاری، و 3) استخرهای ذخیره ای که براساس مکانیزم های منحنی پیوند پر یا خالی می شوند، منعکس می شوند[^ 9].

خلاصه فصل ۶

از زمان پیدایش اینترنت، طیف گسترده ای از قبایل اینترنتی توزیع شده شکل گرفته اند که اوج آن در پلتفرم های رسانه های اجتماعی امروز است. ها DAO نشان دهنده شبکه های پویایی هستند که توسط پروتکل های قابل اجرا توسط ماشین اداره می شوند. آنها نوید هماهنگی غیرمتمرکز تر و خودجوش تری را از طریق اینترنت بین کاربرانی می دهند که یکدیگر را نمی شناسند و به هم اعتماد ندارند.

شبکه های وب۳ زیرساخت های حاکمیت عمومی را فراهم می کنند که می توانند معضل رئیس و مرئوس موجود در سازمان ها و خطرات اخلاقی بعدی را به حداقل برسانند. توکن های بومی آنها شکل جدیدی از مشوق ها را برای همسویی خودکار منافع در غیاب اشخاص ثالث فراهم می کند. شبکه بیتکوین را می توان به عنوان اولین سازمان خودگردان غیرمتمرکز از این نوع دانست.

معضل رئیس-مرئوس هنگامی رخ می دهد که نماینده سازمان، قدرت تصمیم گیری از طرف مدیر عامل اصلی، شخص یا نهاد دیگری را در سازمان داشته باشد یا با تصمیمات خود آنان را تحت تاثیر قرار دهد. نمونه های آن می تواند مدیرانی باشد که به نمایندگی از سهامداران، یا سیاستمداران که به نمایندگی از شهروندان عمل می کنند. تهدیدات اخلاقی زمانی اتفاق می افتد که شخصی بیشتر از حد معمول ریسک کند، چون شخص دیگری هزینه این خطرات را متحمل می شود.

یک DAO را می توان با یک قرارداد هوشمند رسمیت داد. موارد استفاده آن از موارد ساده تا پیچیده را شامل می شود. پیچیدگی آن به تعداد سهامداران و همچنین تعداد و پیچیدگی فرایندهای درون آن سازمان بستگی دارد. بسته به هدف و قوانین حاکمیت، یک سازمان DAO می تواند شبیه شرکت ها یا کشورها باشد.

پروتکل های وب۳ با قانون اساسی و قوانین حاکم در کشور ها قابل مقایسه هستند. مشابه شبکه های بلاکچین، کشورها نیز دارای یک کد دستورالعمل، یا همان قانون اساسی هستند که به صورت عمومی و منبع باز است، اما قوانین نمی توانند خودبخود اجرا شوند.

شبکه های بلاکچین عمومی و بدون مجوز در ساختار سازمانی خود شباهت بسیار بیشتری به دولت ها دارند تا شرکت ها. بازیگران مستقل در شبکه حاکمان شبکه هستند و بنابراین تابع قانون اساسی شبکه، پروتکل بلاکچین یا کد قرارداد هوشمند هستند. سیاست پولی آن شبکه در پروتکل تعریف شده است و شرایطی را که یک توکن شبکه در آن استخراج می شود تنظیم می کند. سیاست مالی نیز در پروتکل تعریف شده است و کارمزد تراکنش ها را تنظیم می کند.

سیاست پولی یک توکن شبکه، عرضه و در دسترس بودن این توکن ها را تعیین می کند. این سیاست های پولی یا "تأمین توکن" می تواند از شبکه ای به شبکه دیگر بسیار متفاوت باشد.

پاورقی ها

[^ 1]: "حاکمیت" یک اصطلاح علوم سیاسی است که به قوانین، هنجارها و اقدامات نحوه تعامل افراد در یک جامعه یا سازمان - اعم از رسمی یا غیررسمی - اشاره دارد.

[^ 2]: مسئله "سواری رایگان" به اعضای یک گروه مربوط می شود که از اینکه می توانند بدون کمک و مشارکت در گروه، از یک منبع مشترک یا کالای جمعی بهره ببرند، سو استفده می کنند.

[^ 3]: اقتصاد رفتاری فرض می کند که عقلانیت افراد و موسسات "محدود" است و 90 درصد تصمیمات آنها بر اساس میانبرهای ذهنی یا "قوانین سرانگشتی" است. به خصوص تحت فشار و در شرایط عدم اطمینان زیاد، افراد تمایل دارند که به شواهد و کلیشه های روایی اعتماد کنند تا به آنها کمک کند سریعتر وقایع را درک کنند و به آنها واکنش نشان دهند.

[^ 4]: با این حال، در برخی از کشورها، مانند اتریش، در ادبیات حقوقی روندهایی وجود دارد که DAO را به عنوان یک مشارکت در قانون مدنی ببینند، "Gesellschaften bürgerlichen Rechts (GesBR)" مطابق با ABGB 1175 §§. مشارکت در قانون مدنی به اجتماع افراد یا شرکتهایی گفته می شود که برای رسیدن به یک هدف مشترک متحد می شوند. در حالی که توافق نامه همکاری کتبی توصیه می شود، اما اجباری نیست. همه شرکا با دارایی های خصوصی خود در قبال بدهی های شرکت مسئول هستند. حتی اگر کسی DAO ها را به عنوان GesBR طبقه بندی کند، بسیاری از مشکلات حل نشده (به عنوان مثال مسئولیت همبستگی) همچنان وجود دارد.

[^ 5]: عملیات بازار آزاد نحوه و زمان خرید یا فروش اوراق بهادارتوسط بانک مرکزی با بانکهای خصوصی جهت تنظیم میزان اعتبار بانکهای خصوصی برای مشتریان و مشاغل را مشخص می کند.

[^ 6]: ذخیره الزامی به پولی که بانکها باید هر شب در گاوصندوق های خود یا نزد بانک مرکزی نگه دارند، اشاره دارد. ذخیره الزامی اندک این امکان را به بانک ها می دهد که میزان بیشتری از سپرده ها را وام دهند و میزان اعتبارات را افزایش دهند. نیاز به ذخیره الزامی بالا، حجم اعتبار را کاهش می دهد.

[^ 7]: برآوردی وجود دارد که تقریباً 3.7 میلیون BTC صادر شده تا به امروز، در نتیجه عدم دسترسی افراد به کلیدهای شخصی خود، برای همیشه از دست رفته است.

[^ 8]: بمب دشواری، مکانیزمی از "عصر یخبندان اتریوم" است که طی آن پروتکل اتریوم از اثبات کار، که به استخراج کنندگان اجازه می دهد ETH را با رقابت در برابر یکدیگر برای یافتن مقدار هش به دست آورند، به اثبات سهام تغییر می کند، که در آن جوایز به مقدار توکن های شما یا توکن هایی که به اشتراک گذاشته اید بستگی دارد. بمب دشواری قطعه ای از کد است که سطح دشواری استخراج بلوک در بلاکچین اتریوم را با گذشت زمان افزایش می دهد تا به عنوان یک عامل بازدارنده برای ماینرها عمل کند و انتقال به PoS را تسهیل نماید. با افزایش سطح دشواری، استخراج کنندگان کار سخت تری برای کسب ETH خواهند داشت. در غیر این صورت، آنها احتمالاً شبکه اتریوم را برای ادامه دریافت پاداش استخراج منشعب می کنند.

[^ 9]: منحنی پیوند یک قرارداد هوشمند است که رابطه بین قیمت و عرضه توکن را از طریق یک منحنی ریاضی تعریف می کند. قراردادهای منحنی پیوند توکن های خاص خود را از طریق توابع خرید و فروش صادر می کنند. آنها یک عامل اولیه در حال ظهور اقتصاد کریپتوهستند که می توانند کشف قیمت و بازارهای خودگردان را امکان پذیر کنند. آنها در ساده ترین شکل خود به عنوان یک بازارساز خودکار عمل می کنند. این قرارداد می تواند وثیقه را بپذیرد و در عوض توکن بومی خود را صادر کند و بالعکس. آنها دارای ویژگی بدهی و حقوق صاحبان سهام هستند و می توانند مشارکت جمعی در پروژه ها را تشویق کنند.

مراجع فصل و مطالعه بیشتر

  • Bevir, Mark: “Governance: A very short introduction”, Oxford University Press, 2013
  • Buterin, Vitalik: “DAOs, DACs, DAs and More: An Incomplete Terminology Guide”, May 6, 2014: https://blog.ethereum.org/2014/05/06/daos-dacs-das-and-more-an-incomplete-terminology-guide/ Caplan, Bryan: “From Friedman to Wittman: The Transformation of Chicago Political Economy”, Econ Journal Watch, Issue 2(1) Pages 1-21. 2005
  • Chavance, Bernard: “Institutional Economics,” Routledge Frontiers of Political Economy, 2009, http://ipaa.ir/files/site1/pages/0415449111%20-%20Institutional%20Economics.pdf
  • Chappelow, Jim: "Monetary Policy", Investopedia: https://www.investopedia.com/terms/m/monetarypolicy.asp (accessed Nov 12, 2018).
  • Coase, Ronald: “The Nature of the Firm”, Economica. Blackwell Publishing, 386–405, 1937
  • Crouch, C.: “Coping with Post-democracy”, Fabian Society, 2000
  • Dahlman Carl J.: ”The Problem of Externality”, Journal of Law and Economics. 22 (1): 141–162, 1979
  • Downs Anthony: “An Economic Theory of Political Action in a Democracy”, Journal of Political Economy, The University of Chicago Press. 65 (2): 135–150, 2014
  • Eisenhardt, K.M.; Graebner, M.E; “Theory building from cases: opportunities and challenges”, Academy of Management Journal, 50, 25-32, 2007
  • Eisenhardt, Kathleen: “Agency Theory: An Assessment and Review. The Academy of Management Review, 14(1), 57–74, 1989
  • Empson, L.: “My affair with the “other:” Identity journeys across the research–practice divide,” Journal of Management Inquiry, 22, 229-248.
  • EthHub Contributors: "Monetary Policy", Ethhub: http://ethhub.eth.link/ethereum-basics/monetary-policy/ (retrieved Feb 2 2019)
  • Fierlbeck, Katherine: “Globalizing Democracy: Power, Legitimacy and the Interpretation of democratic ideas,” Manchester University Press. 1998
  • Ford Brian: “Delegative Democracy,” 2002, retrieved from: http://www.brynosaurus.com/deleg/deleg.pdf
  • Ford Bryan: “Delegative Democracy Revisited,” Nov 16 2014, retrieved from: http://bford.github.io/2014/11/16/deleg.html
  • Friedman, Milton: “A Monetary and Fiscal Framework for Economic Stability” American Economic Review. 38 (3): 245–264. 1948
  • Friedman, Milton: “A Program for Monetary Stability. Fordham University Press. 1960
  • George, G., Haas, M.R. & Pentland, A.: “Big Data and Management,” Academy of Management Journal, 57, 321-326. 2014
  • Giddens, A.: “The Constitution of Society,” Berkeley, CA, University of California Press. 1984
  • Hayek, Friedrich: “Law, Legislation and Liberty: Volume 1: Rules and Order. London: Routledge. p. 37. 1998
  • Hayek, Friedrich: Studies in Philosophy, Politics and Economics. London: Routledge. p. 26. 1967
  • Hayek, Friedrich: "Competition as a discovery procedure". The Quarterly Journal of Austrian Economics. 5: 12. 2002
  • Hayek, Friedrich: “Law, Legislation and Liberty: Volume 3: the Political Order of a Free People. London: Routledge. p. 158. 1998
  • Jensen, Michael & Meckling William: “Theory of the Firm: Managerial Behavior, Agency Costs and Ownership Structure”, Journal of Financial Economics. 3(4): 305–360, 1976
  • Kim, Christine: “Ethereum’s Blockchain Is Once Again Feeling the ‘Difficulty Bomb’ Effect”, Feb 14, 2019: https://www.coindesk.com/ethereum-blockchain-feeling-the-difficulty-bomb-effect
  • Hamilton, W.: “The institutional approach to economic theory’, American Economic Review, 9(1), March: 309–18, 1919
  • Hamilton, W.: “Institution”, in E. Seligman and A. Johnson (eds), Encyclopaedia of the Social Sciences, vol. 8, New York, Macmillan (repr. in Journal of Institutional Economics, 1(2), December, 1932
  • Hamilton, David: “Why is Institutional economics not institutional?“ The American Journal of Economics and Sociology. Vol. 21. no. 3. July 1962. pp. 309–17.
  • Heckscher, C.; Donnellon, A. (Editors): “The Post-Bureaucratic Organization: New Perspectives on Organizational Change,” Sage Publications. 1994
  • Hurwicz, Leonid; Reiter, Stanley: ”Designing Economic Mechanisms”, Cambridge University, 2006
  • Jacobides., M. G.: “The inherent limits of organizational structure and the unfulfilled role of hierarchy: Lessons from a near-war”, Organization Science, 18, 3, 455-477, 2007
  • Matsusaka, J.G.: “Direct democracy works,” The Journal of Economic Perspectives, 19, 185-206. 2005
  • Nelson, Edward: “Milton Friedman and U.S. Monetary History: 1961–2006,“ Federal Reserve Bank of St. Louis Review (89 (3)): 171. 2007
  • O‘Donnell Guillermo: “Why the rule of law matters,” in Larry Diamond & Leonardo Morlino, Assessing the quality of democracy, Baltimore: Johns Hopkins University Press. 2005
  • Olpinski Maciej, 2016, May 5, Why I no longer explain Ethereum as a ‘World Computer’, Medium Blog Post. https://medium.com/@maciejolpinski/why-i-no-longer-explain-ether-eum-as-a-world-computer-5adf7220b3eb#.smx6d7vm2
  • Olpinski, Maciej: “Explaining DAOs to a non-technical person in 10 points”, Apr 13, 2016: https://medium.com/@maciejolpinski/explaining-daos-to-a-non-technical-person-in-10-points-9a9618e718e8
  • Olpinski Maciej, 2016, Nov 2, Building ‘Google For The Economic Web’ on The Ethereum Blockchain, Medium Blog Post. Blockchain.https://blog.userfeeds.io/building-google-for-the-economic-web-on-the-ethereum-blockchain-de27cb3d23b#.ski5jhoye
  • Paulin, A.: “Through liquid democracy to sustainable non-bureaucratic government,” Proceedings of the International Conference for E-Democracy and Open Government, 205-217. 2014
  • Roberts, Jeff John; Rapp, Nicholas: “Nearly 4 Million Bitcoins Lost Forever, New Study Says”, November 25, 2017, retrieved from: https://fortune.com/2017/11/25/lost-bitcoins/
  • Sharma, Rakesh: “What Is Ethereum‘s „Difficulty Bomb“?”, Invesopedia, Aug 10, 2018: https://www.investopedia.com/news/what-ethereums-difficulty-bomb/
  • Toffler, A.: ”The rise of the prosumer: The third wave,” New York: Bantam Books. 1984
  • Veblen, T.: “Why is Economics Not an Evolutionary Science,” The Quarterly Journal of Economics, 12., 1898
  • Virtanen, Akseli; Bryan, Dick; Lee, Benjamin; Wosnitzer, Robert: “Economics Back in Cryptoeconomics,” Sep 11 2018, retrieved from: https://medium.com/econaut/economics-back-into-cryptoeconomics-20471f5ceeea
  • Voshmgir, Shermin: “Disrupting governance with blockchains and smart contracts”, Journal for Strategic Change, Special Issue: The Future of Money and Further Applications of the Blockchain, Volume 26, Issue 5, September 2017, Pages 499-509.
  • Walch, Angela: “The Bitcoin Blockchain as Financial Market Infrastructure: A Consideration of Operational Risk.” New York University Journal of Legislation and Public Policy, 18: 837. 2015
  • Walch, Angela: “In Code (Rs) We Trust: Software Developers as Fiduciaries in Public Blockchains,” 2019
  • Werbach, Kevin. 2018. “Trust, but verify: Why the blockchain needs the law.” Berkeley Tech. LJ, 33: 487
  • Weber Max, 1948, Essays in Sociology, translated, edited and with an introduction by H. H. Gerth and C. W. Mills. London: Routledge and Kegan Paul.
  • Weber Max, 1978/1922, Economy and Society, edited by Guenther Roth and Claus Wittich. Berkeley: University of California Press.
  • Walton H. Hamilton (1919). „The Institutional Approach to Economic Theory,“ American Economic Review, 9(1), Supplement, pp. 309–18. Reprinted in R. Albelda, C. Gunn, and W. Waller (1987), Alternatives to Economic Orthodoxy: A Reader in Political Economy, pp. 204-12.
  • Wiener, Norbert: ”Cybernetics or Control and Communication in the Animal and the Machine,” Vol. 25, MIT press,1965.
  • Williamson, Oliver: “The Economics of Organization: The Transaction Cost Approach,” The American Journal of Sociology, 87(3). 1981
  • Wuisman, Iris; Mannan, Morshed; De Filippi, Primavera; Wray, Christopher; Rae-Looi, Vienna; Cubillos Vélez, Angela; Orgad, Liav: “Now the Code Runs Itself: On-Chain and Off-Chain Governance of Blockchain Technologies” Topoi, An International Review of Philosophy, ISSN 0167-7411. Topoi DOI 10.1007/s11245-018-9626-5, pp 1–11, 2018
  • Zargham, Michael: “The age of networks and the rebirth of cybernetics,” Web3 Summit 2019, Sep 13, 2019, https://www.youtube.com/watch?v=IyNvoYuSFII&t=369s
  • Zargham, Michael; Shorish,Jamsheed; Paruch, Krzysztof: "From Curved Bonding to Configuration Spaces," Research Institute for Cryptoeconomics, working paper series, retrieved from: https://epub.wu.ac.at/7385/1/zargham_shorish_paruch.pdf
  • Aragon: https://aragon.org/
  • Bitnation: https://tse.bitnation.co/
  • Colony: https://colony.io/
  • Commonstack: https://commonsstack.org/
  • DAOStack: https://daostack.io/
  • MolochDAO: https://www.molochdao.com/
⚠️ **GitHub.com Fallback** ⚠️